کردار نیک *** گفتار نیک *** پندار نیک

یاهو بیست
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی

FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
24 شهریور 1387
اورژانس(طنز)

 یکی بود یکی نبود.یه بنده خدایی بود که یه روز دید داداشش مریض شده و اونم کمر همت بست که داداششو ببره و دوا درمون کنه...همینو اول تو یه کشور اروپایی و بعدشم تو ایران می خوایم امروز مقایسه کنیم.
تو اروپا:
داداشم:آخ دلم...آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ دلم(خیلی آخش رمانتیک بود نه؟).
بنده خداهه:الان زنگ می زنم اورژانس.تحمل کن داداش.تو می تونی.وقتی زنگ زدم زود میان می برنت بیمارستان خوب می شی،تو می تونی،ثابت کن که می تونی،مقاومت...
داداشم:مرتیکیه بی ریخت برو زنگ بزن دیگه
باشه بابا باشه
و البته حین همین حرف یه چیزی پرت کرد طرفم که درست ندیدم چیه.چون اگه می خواستم وایسم که مغزم پاشیده می شد رو زمین و داداشم باید یه هفته قالی رو می شست تا ذره های مغزم از قالی پاک بشه.
خلاصه رفتم و شماره رو گرفتم و گفتم:الو...اورژانس؟آقا ما یه مریز...ببخشید یه لحظه گوشی خدمتتون باشه دارن در می زنن.الان میام.
رفتم درو باز کردم که دیدم دو نفر یه برانکار دستشونه و می خوان بیان داخل.گفتم شما از اورژانسین؟چطوری خودتونو رسوندین؟یارو مختصر و مفید گفت:به سرعت
مخم سوت کشید...تا حالا مخت سوت کشیده حالی میده که نگو..
خلاصه اون دو نفر امدادگر که خالی از هر گوشه احساسات قشنگ و پاک شرقی بودن داداشه رو گذاشتن رو برانکار و رسوندنش بیمارستان و بستریش کردن و یه مشت دکتر بی دین و ایمون و نامسلمون عین پروانه دور داداشم جمع شدن و مشغول دوا درمونش شدن و با استفاده از بیمه درمانی بیکاری درمانش کردن و با سلام و صلوات رسوندنش در خونه و داروهاشم دادن به من و گفتن ممنون که به ما اعتماد کردین و از خدمات ما استفاده کردین
منم گفتم مرسی ولی وقتشو بیشتر کنین بهتره

*****
در بورکینافاسو:
یعنی نه ببخشید در ایران():
زنگ می زنم اورژانس...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوق...بوق...بوق...
انگار قطع شده...دوباره...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوق...بوق...بوق...
انگار دستشون خورد قطع شد...سه باره...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوق... بوق...بوق...
انگار شوخیشون گرفته...چهارباره...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوق...بوق...بوق...
انگار دارن بازی می کنن...چه بامزه ن اینا...بوووووق...بوووووق...بوووووق...بوووووق... (یازده تا بوووووق)
گوشی رو برمی داره.می گم الو ولی کسی به الو من جواب نمی ده.نگران می شم.یعنی چی شده.یعنی چرا کسی جواب نمی ده :
گوشی رو برمی داره می گم الو ولی کسی به الو من جواب نمی ده.یعنی چی شده؟انگار دارن با هم حرف می زنن...یه دقیقه...دو دقیقه...هفت دقیقه...ده...نه انگار اینا نمی خوان بی خیال بشن.محکم داد می زنم الوووووو...احساس می کنم گوشی از اون طرف محکم می افته زمین و یه چیزی(توجه کنین یه چیزی آ نگفتم یه کسی) می پره بالا و می خوره به سقف و دوباره می افته رو صندلیش ودادو بیداد کردن 
می ذارم خوب باد معده شو خالی کنه و حالا با چه مصیبتی بماند ولی بالاخره آدرس خونه رو بهش می دم و منتظر می شم اورژانس برسه...

سه روز بعد...
دینگ دینگه(هف هش ده دوازده سی چهل پنجاه بار پشت سر هم)...
من:بابا با ما لجی به انگشت خودت رحم کن داداش.اومدم.
از اون طرف در:عزیز من درو باز کن ما که بیکار نیستیم اورژانسیم نا سلامتی.
من:بله اتفاقا مشخصه...انگار خیلی خیلی هم کار داشتین که سه روز بعد نوبت ما رسید.
آقا دکتره(همون پا دری...نه ببخشید پشت دری):خب حالا مزه پرونی نکن برو مریضتو وردار بیار.
من:لطف داری شما.ببخشید فقط یه چیزی البته بی ادبی نباشه...شما برانکار ندارین؟
آقا خوبه:برانکار می خوای تو ماشین هس.بیا وردار...فقط عجله کن مریضتو بیار.تو ماشین منتظریم.
منم از اونجایی که طبق یه حکایت قدیمی(حکایت قدیمی:یارو گونی سیمانو می ذاره رو دوشش از دوازده طبقه ساختمون نیمه ساز می بره بالا.مهندسه می بیندش بهش می گه پسر خوب تو چرا سیمانو با فرغون نمی بری؟یارو می گه آخه آی مهندس،اوندفه که با فرغون بردم،این چرخش کمرمو اذیت کرد)ترجیح دادم آقا داداشو بدون فرغون...نه ببخشید بدون برانکار برسونم به آمبولانس.
خلاصه با قرولند عمو آمبولانسیو دکتر خوبه سوارش کردم،حالا می خوام خودمم سوارشم مگه می ذارن؟ خلاصه نذاشتن و رفتن و منم زنگ زدم آژانس و دو ساعت معطل شدم تا آژانس اومد و رفتم بیمارستان.گفتم دیگه کار داداشم تمو مه و مرخصشم کردن که دیدم نخییییییییییییییر...هنوز آمبولانس نرسیده به بیمارستان. بنازم سرعت عمل و دقت و رفتار و منش و وظیفه شناسی رو.

چهار روز بعد...
آمبولانس بالاخره می رسه بیمارستان.چه جالب.این نیسانه چرا داره آمبولانسو بکسل می کنه(می کشه)؟ از راننده ش که می پرسم می گه انگار آمبولانس بنزین تموم کرده.چه بامزه !!
خلاصه داداشه رو با هزار بدبختی رسوندیمش بیمارستان  ...
می رم جلوی پذیرش می خوام حرف بزنم نمی دونم چی بگم.می گم:سلام...
خانمه می گه:مهین راستی سهراب کار پیدا کرد؟می گم:اسم من مهین نیست خانم.می گه:پس چیکار می خوای بکنی؟می گم:می خواین اسممو عوض کنم؟یا اصلا... تازه می فهمم که داره با تلفن حرف می زنه. بلند می گم:خااااااااااانم.ایندفه جریان افتادن گوشی رو زمین و برخورد خانمه با سقف پذیرشو به عینه می بینم.بنده خدا هیچی نمی گه.با یه نگاه مهربون بهم می گه:خب؟
می دونین؟بعضی کلمات در زبان فارسی هستن که خیلی معناها دارن.مثل همین کلمه خب.این خبی که "خانم پذیرشی" گفت کلی معنا داشت.از جمله:مرتیکه کثافت آشغال،منو می ترسونی؟نشونت می دم.فعلا فعلنیا کارت پیش من گیره.تمساح...
و البته کلی معنای دیگه که خوب نیست بگم.زیاد از موضوع دور نشیم.گفتم:خانم...این...من...برادر...مریض
خانم پذیرشی:تو...بانک...پول...نقد...برادر...درمان...مرخص().
من:آخه خانم جون الهی...
خانم پذیرشی:تو...سریع...وگرنه...مرد...برادر().
حالا چطوری باید کارارو راس و ریس کنم خدایا؟خودت کمکم کن


21 شهریور 1387
جدید ترین جکها و اس ام اس های روز

--میدونی بعضی ها به 750 گرم چی میگند؟ نیم کیلو و نیم
--از غضنفر میرسن: اسمت چیه؟ میگه: حمزه، ولی توخونه شیش کوچولو صدام میکنن
--بر اساس جدیدترین تحقیقات ، تنها 20% از مردها عقل دارند! ... مابقی همگی زن دارند
--رشتیه میزنه به ماشینه تهرونیه ، یاروشروع میکنه به فحش دادن : من خواهرتو ، مادرتو ، زنتو . . . غضنفر میگه : اووووو! یه تصادف کردیم چرا شهوتی میشی
--غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا
--عجب رسمیه رسم زمونه / پیامک شده کار شبونه / میرن مسیجا / از اونا فقط / هزینه‌هاشون بجا میمونه.
--صفهانیه بیدار می شه می بینه زنش مرده.‏ به دخترش می گه:‏ اختر!‏ ننت مُردس.‏ صبحونه واسه دو نفر درست کن
--از خدا پول خواستم بانک داد . درخت خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد . حالا میترسم تو رو بخوام یه گله گوسفند بده
--قطعه ای از شاهکار ادبی غضنفر : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یکه و تنها با خانواده اش در سکوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود
--یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من رقص نورم!
--زنی که 4 باز ازدواج کرده بود هنوز دختر بود پرسیدند چطور ممنکنه؟ گفت: اولی جانباز بود .... نداشت. دومی رشتی بود بخار نداشت. سومی قزوینی بود از پشت میگذاشت. چهارمی غضنفر بود میگفت آدم به ناموس خودش تجاوز نمیکنه
--به غضنفر میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است
--از عشق گفتیم ونمک گیر شدیم تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهی آمد آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم
--از غضنفر می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون
--به غضنفر میگن تو پیامبرا به کدومشون ارادات بیشتری داری؟ میگه حضرت سوج میگن : حضرت سوج نداریم که ؟ میگه : خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج
--رشتیه از دخترش میپرسه: ببینم شبا میری صبح میای، کجا میری؟ دختر: میرم خونه دوست پسرم، مسئله ایه!؟ رشتیه: نه، فقط میخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه
--من واقعا فرمول دقیقی برای موفقیت، نمی‌شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می‌دانم، و آن اینست: «سعی کنید همه را راضی نگه دارید
--طرف روزه می گیره، 5 دقیقه به اذان روزشو میشکنه. می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم
--دلتنگ با تو بودنم ای مهربان ترین.... یکدم بیا و حال دل عاشقم ببین
--عشقت را نصیب کسی کن که لایق ان باشد نه تشنه ی ان زیرا هر تشنه ای روزی سیراب میشود.
--قلب خسته ی منو بیدار کردی…چشم تنهای منو بی خواب کردی….بعد بی خبر خودتو خواب کردی….عزیزم رسم رفاقتو خراب کردی..
--دوست دارم یه عالمه اندازه یه قابلمه من عاشق تو هستم تو قابلمه نشستم یه لنگه کفش تو دستم منتظرتوهستم
--از شهرداری واحد سد معبر مزاحمتون میشم ، ببخشید مهربونیتون سد راه دلمون شده . . . !
--خانم اولی: من خیلی از پیری می ترسم.
خانم دومی: آخه چرا؟
خانم اولی: چون آدم همه چیزهای خوبی که داره از دست می ده، مثل زیبایی، ...
خانم دومی: ولی من اصلاً نگران پیری ام نیستم.
خانم اولی: خوب معلومه، چون تو چیزی نداری که از دست بدی!!!
--دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.
پسر: تو احتمالاً خیلی زیبا هستی!
دختر: به چه دلیلی این طور فکر می کنی؟
پسر: خوب، طبیعت حتماً این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشد!!!
--معلم: حمید بگو ببینم آفریقا کجاست؟
حمید با گریه: آقا! چرا هر چی گم می شه از من سراغشو می گیرید؟
--پیر زنه به پیر مرده میگه: عزیزم! توی نودمین سالگرد ازدواجمون چی می خوای؟
پیر مرد میگه یک لحظه سکوت!
--اولی: مدل جدید پیکان ضربه ی بزرگی بر پیکر صنایع خودرو سازی ژاپن وارد کرد.
دومی: چطور؟
اولی: با دیدن این مدل جدید، تمام صاحبان و مهندسان اتوموبیل سازی ژاپن از خنده مردند!!!
--از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ …
گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.
--ببخشید لنگه کفش من خونه تون جا نمونده؟
امضا: سیندرلا
...
...
(طرح پیدا کردن شوهر برای دختران دم بخت)
--هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه ، فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست . گاهی برای رسیدن باید نرفت
--عشق یه سم شیرین هست...بدون نسخه اون کسی که دوستش داری مصرفش نکن.از دسترس بچه ها دور نگرش دار..و در محل تاریک و خنک نگهداریش کن..
--فراموش کن چیزی را که نمی توانی به دست آوری،بدست آور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی
--زمان به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست، قسم خوردن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها ماندن نیست
--کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی، نه حاشیه ای از یاد رفتنی
--عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست؛ پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است
--همیشه یادت باشه فقط یکی هست که به خاطر تو نفس میکشه... اونم دماغته!


12 شهریور 1387
جدید ترین جوک های خنده دار

سلام این هم جدید ترین جوک های خنده دار برای بچه های گل

**تحقیر می شدم که تو قدّ جهان شدی ... با روح بغض کرده ی من مهربان شدی ... سرما گرفته بود دو دست مرا که تو ... در این دو قطب یخزده آتشفشان شدی ... روح مرا سکون غریبی گرفته بود ... دریا شدی و باد شدی، بادبان شدی ... تسخیر کرده بود مرا دست های خاک ... تو آمدی و بال مرا آسمان شدی ... چیزی نداشتم همه از دست رفته بود ... اما برای من تو زمین و زمان شدی ... پس من تمام وسعت خود را دعا شدم ... شاید تو مستجاب شوی، ناگهان شدی ...
**بوسه اسم است، چون عمومی است .. بوسه فعل است، چون هم لازم است هم متعدی .. بوسه حرف تعجب است، چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند .. بوسه ضمیر است، چون از قید انسان خارج نیست .. بوسه حرف ربط است، چون 2 نفر را به هم متصل میکند ....
**چشمات وقتی زیباست که مال اشک باشه ... اشک وقتی زیباست که مال عشق باشه ... عشق وقتی زیباست که مال تو باشه ... تو وقتی زیبایی که مال من باشی ....
**اگه بهترین دوستم نیستی ، اقلا بهترین دشمنم باش ... اگه غمخوارم نیستی ، اقلا بزرگترین غمم باش ، هر چه هستی همیشه بهترین باش ... چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند ، پس در بدترین خاطراتم بهترین باش ....
**روزی مجنون پای سگی را بوسید ... مردم گفتند: چرااین کار را کردی ؟ گفت: چون گاه گاهی کوی لیلی می رفت .....
**همیشه تو زندگی تلخ ترین لحظات رو یکی می سازه که یه روز قشنگ ترین لحظه ها رو ساخته بود ....
**به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ... به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد ... و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است ....
**یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم ... سریع از کنار مرداب دور شدم ... حالا وقتی که میبینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده ....
**هدیه ای که برای تولد من اورده بود یک تابلو بود که به خط درشت رویش نوشته بود : ((زندگی پوچ و بی معناست)) درصورتی که او همیشه به من می گفت: ((تو تموم زندگی منی))
**دوستی شوخی سرد آدمهاست ... بازی شیرین گرگم به هواست ... واسه کشتن غرور من و تو ... دوستی توطئه ثانیه هاست ...
**بیا در ساحل غمناک بودن ، برای لحظه ای یک رنگ باشیم ... بیا تا مثل شب بوهای عاشق ، شبی هم ما کمی دلتنگ باشیم ... بیا تا در لحظه سرخ نیایش ، رود روی ابر پاک و ساده باشیم ... بیا هر وقت باران باز بارید ، برای گل شدن آماده باشیم ...
**ای کسانی که مامور دفن من هستید ، گوش فرا دهید : تابوت مرا در جای بلندی قرار دهید ، تا باد بوی مرا به سرزمین عاشقان ببرد .... چشمان مرا باز بگذارید ، تا همه بدانند که چشمان من در آرزوی دیدن تنها گل باغ دلم چقدر حسرت کشیدند ... دستان مرا از تابوت بیرون بگذارید ، تا همه بدانند که دستان من به معبود خویش نرسیده .... روی مرا با پارچه سیاهی بیوشانید ، تا همه بدانند که روزهای من در سیاهی گذشته است ... و روی قبر من یک تکه یخ بگذارید ، تا وقتی آب می شود ، احساس کنم که معبودم دارد برایم اشک می ریزد ....
**اگه کسی رو دوست داشته باشی ... نمی تونی تو چشماش زول بزنی ... نمی تونی دوری شو تحمل کنی ... نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ... نمی تونی بهش بگی چقدر به اون نیاز داری ... واسه همینه که عاشقا دیوونه میشن .....
**خداوندا برای درد و غم درمان ندارم ... برای بی کسی یاری ندارم .... میان خانه های بی کبوتر ، خدایا من پر و بالی ندارم ... دل من صد هزاران ناله دارد ... درو ن این دلم غم خانه دارد ... به روی خشت های بی نشانه ، غم و دردند که با هم ناله دارند ... درون قلب من امیدها بود ... درون سینه ام فریادها بود ...
**سکوتم را به باران هدیه کردم ... تمام زندگی را گریه کردم ... نبودی در فراق شانه هایت ... به هر خاکی رسیدم تکیه کردم ....
**یه پسر و دخنری عاشق همدیگه بودن . می خواستن با هم ازدواج کنن ، اما این وسط یه مشکل به وجود میاد ... اونم اینه که دختره به پسره خیانت می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه ...پسره به محض شنیدن این خبر ، 300 م.م به خودش بنزین تزریق می کنه ، اما نمی میره خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده ... یه روز دختره با کمال پر رویی میره ملاقاتش ... پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو بر میداره و دنبال دختره می کنه ... پسره بدو ، دختره بدو ، تا اینکه بالاخره پسره می گیرش . دستشو بالا می بره که با چاقو بزنتش که یه دفعه بنزین تموم می کنه ... پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید ...
**وقتی 1 سیب گاز میزنی و یک کرم درسته میبینی زیاد ناراحت نشو . وقتی ناراحت بشو که 1 کرم نصفه ببینی.
**زاغکی روی درخت نشسته بود و چیز برگر می خورد ... روبهی آمد و گفت : ایول چه بالی ، چه دمی ، عجب تیریپ خفن سیاهی ، مشکی رنگ عشقه ، یه آواز بخون حال کنیم ... زاغکه ساندویچشو میزنه زیر بغلش و می گه : برو داداش ، من خودم کلاس پنجمم ...
**سهراب سپهری ورژن 2008:هر کجا هستم، باشم به درک! من که باید بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت! من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد! تیپ را باید زد! جور دیگر اما... کار را باید جست. کار باید خود پول. کار باید کم و راحت باشد! فک و فامیل که هیچ... با همه مردم شهر پی کار باید رفت! بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پر است! پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست! سید خندان یه نفر! سوئیچم کو؟ چه کسی بود صدا کرد زورو
**ویژگیهای پسران با کلاس 1. برداشتن ابرو به مقدار کافی 2. کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار 3. بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری امریکا 4. نگرفتن ناخن های انگشتان دست 5 . بی اطلاعی از تماشای برنامه های تلویزیونی 6. گوش دادن موسیقی بدون کلام 7. نوشیدن نوشابه های انرژی زا 8 . اظهار عدم تمایل به ازدواج 9. تظاهر به عصبی بودن


2 شهریور 1387
معادلات ساده


معادله اول:
انسان = خوردن + خوابیدن + کار کردن + لذت بردن
الاغ = خوردن + خوابیدن
بنابراین:
انسان = الاغ + خوردن + لذت بردن
یا:
انسان – لذت بردن = الاغ + کار کردن
که بدین مفهوم است که انسانی که لذت نمی برد معادل الاغی است که کار می کند
معادله دوم:
مرد = خوردن + خوابیدن + پول درآوردن

الاغ = خوردن + خوابیدن
بنابراین:
مرد = الاغ + پول درآوردن      (1)
یا:
مرد – پول درآوردن = الاغ
که بدین مفهوم است که مردیکه نمی تواند پول دربیاورد مثل الاغ است.
معادله سوم:
زن = خوردن + خوابیدن + خرج کردن
الاغ = خوردن + خوابیدن
لذا:
زن = الاغ + خرج کردن     (2)
یا:
زن – خرج کردن = الاغ
به بیان دیگر زنی که نتواند خرج کند الاغ است
نتیجه:
از معادله 2 و 3 نتیجه می شود که:
مردی که نمی تواند پول در بیاورد مساوی زنی است که نمی تواند خرج کند. بنابراین مردان با پول در آوردن اجازه نمی دهند تا زنان الاغ شوند و همینطور زنانی که پول خرج می کنند نمی گذارند مردانشان الاغ شوند.
 به علاوه از  نتایج (1) و (2) در معادلات دو و سه خواهیم داشت:
مرد + زن = الاغ + پول در آوردن + الاغ + خرج کردن
و یا :
مرد + زن = 2 الاغ
که بدین مفهوم
 است که مرد و زن با هم مثل دو تا الاغ در کمال خوشی زندگی می کنند.


31 مرداد 1387
جک و پیامکهای توپ

۱-تصویر چشمان تو را در رویا ها کشیدم، باغ گلی از جنس مریم ها کشیدم، تو گم شدی در جاده های ساکت و دور، من هم به دنبال نفس هایت دویدم

۲-تو اون فرشته ای که وقتی در فصل بهار قدم میزنی برگ درختان انتظار پائیز را می کشند تا جای پاهات رو بوسه بزنند

۳-خوردن شیرینی خیلی راحته٬ خوندن داستان شیرین هم راحته٬ اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی سخته! تو چطوری منو پیدا کردی؟

۴-کاش بدانی روشن ترین ستاره بخت منی . پس بتاب و دنیای مرا روشن کن .

۵-دنیا را برایت شاد شاد و شادی را برایت دنیا دنیا ارزومندم

۶-بهترین لذت دنیا زمانیه که اصلا انتظارش رو نداری و زیباترین اونا دوست داشتن است . پس حالا که انتظارش رو نداری، دوستت دارم

۷-من به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم وبه اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران، تو به اندازه تمام تنهایی من شاد بمان

۸-غضنفر یه سگ فلج داشته، هر وقت دزد میومده، سگه رو می گذاشته توی فرغون و دنبال دزده می‌دویده

۹-غضنفر برای درد بیضه میره پیش دکتر:دکتر به اونجاش دست میزنه میگه: الان چه حسی داری؟ غضنفر میگه: دوست دارم دکتر

۱۰-قزوینی ها زنگ در خونشونو روی زمین گذاشتم و روی دیوارشون نوشتن که بر پدر و مادر کسی که با پا زنگ بزنه

۱۱-فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو انقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افت

۱۲-گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت می کشم. ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم. تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم

۱۳-هدف از آفرینش لرها : ۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات ۲- ایجاد شادی بین انسانها ۳- روحیه دادن به غضنفرا !!

۱۴-از دست زمانه تیر باید بخوری دائم غم ناگزیر باید بخوری صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست بچه تو هنوز شیر باید بخوری

۱۵-یه روز یه غضنفر به پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه

۱۶-در راه رسیدن به اوج با مردم مهربان باش چرا که هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهی شد

۱۷-امشب مرا غم دیوانه کرده در خانه ی دل ، کاشانه کرده امشب غرورم را فدایی میکنم من ای دل برایت دست و پایی میکنم من امشب به کویش میروم ، با گریه سویش میروم شاید دلش را ، با اشک خود آتش زنم در تاب و در تب افکنم ، یکبار دیگر میروم امشب به سویش میگویم از دردم برایش امشب به کویش میروم ، با گریه سویش میروم

۱۸-جان اسیر دل....دل اسیر دوست.....دوست چه میداند؟؟دل اسیر اوست

۱۹-هنوز پشت هر در بسته ای ترا جستجو میکنم با هر نگاه ساده ای ، تا انتهای چشمانت غرق میشوم دستانم از سردی نبودن تو میلرزد چون زمستان دل خسته ام ، پر از تاول ست در دلم باران میبارد ، زمینش یخ زده است دستانم میلرزد تنم سرذ است فکرم در تابوت خالی تن سرد خیابان به انزوا رفته است کاش میشد

۲۰-دلم را در گوشه ی شیشه ای آسمان نگاهت ، دفن میکردم تا ترا در ترانه های پائیزی جستجو نکند در دلم رخت های کثیفی میشویند سینه ام طاقت آه هایم را ندارد کاش میتوانستم احساسم را در بی نهایت شب ، به خاک بسپارم یا نگاهم را از روزهای رفته ، پنهان کنم دلشوره ی خاطرات دور ، مرا به تباهی کشیده است

۲۱-اگر می توانستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی

۲۲-دخترا دنبال یه پسر می گردند که 1000 آرزوشونو بر آورده کنند پسرا دنبال 1000 تا دختر می گردند که یه آرزوشونو بر آورده کنند

۲۳-موقعی که داری واسه بدست آوردن کسی میدوی آروم بدو چون شاید یکی هم داره واسه بدست آوردن تو میدوه

۲۴-نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبتء منم یه اسیر جنگیء تو منو شکنجه میدیءتوی این قلعه ی سنگی

۲۵-من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من ... من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس مِِی ارزد

۲۶جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکی ما قرار خواهد گرفت............لره میگه: چرت میگه چون قم 2 تا نقطه بیشتر نداره....غضنفر میگه جفتتون زر میزنید چون "گم" اصلا نقطه نداره

۲۷-گر کسی یک‌بار به تو خیانت کرد، این اشتباه از اوست. اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد، این اشتباه از توست

۲۸-غضنفر داشته رادیو پیام گوش میداده،‌ گزارشگره میگفته: راه بهارستان به امام حسین بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسین بسته‌است...
۲۹-‌غضنفر میگه:‌ باشه بابا بستس که بستس، دیگه چرا هی قسم میخوری

۳۰ساقیا پیمانه ایرا لبریز کن هر چه دا ری در دهان سرریز کن ساقیامی ده که مدهوشم کند بی خبر از حال و بیهوشم کند ساقیا درد من را درمان نما جرعه ای می در دل ودر جان نما ساقیا محتاج درمان توام در سرای دل نگهبان توام ساقیا درمان دردم دست توست این دل بشکسته ام درشصت توست


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>

تعداد بازدیدکنندگان : 862385


Powered by BlogSky.com

Google Groups
اشتراک در یاهو بیست
نشانی پست الکترونیکی:
بازدید از این گروه
عناوین آخرین یادداشت ها

با این میل با من در تماس باشید.
yahoo20@gmail.com
شناسنامه کامل من...