کردار نیک *** گفتار نیک *** پندار نیک

یاهو بیست
آذر 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            
آرشیو
موضوع بندی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
5 دی 1386
امید

مدت زمانی پیش در یکی از اتاقهای بیمارستانی دو مرد که هر دو حال وخیمی داشتند بستری بودند.یکی از آنها اجازه داشت هر روز بعداز ظهر به مدت یک ساعت به منظور تخلیه ششهایش از مایعات روی تختخواب کنارتنها پنجره اتاق بنشیند.

اما مرد دیگر اجازه تکان خوردن نداشت و باید تمام اوقات به حالت دراز کش روی تخت قرار گرفته باشد.

دو مرد برای ساعاتی طولانی با هم حرف می زدند،از همسرانشان؛خانه وخانواده شان؛شغل و دوران خدمت سربازی و تعطیلاتشان خاطراتی برای هم نقل می کردند.

هر روز بعد از ظهر مرد کنار پنجره که اجازه داشت یک ساعت بنشیند؛برای مرد دیگر تمام مناظر بیرون را همان طور که می دید تشریح می کردو آن مرد هر روز به امید آن یک ساعت که می توانست دنیای بیرون و رنگهایش را در فکر خود تجسم کند به سر می برد.

پنجره مشرف به یک پارک سرسبز است با دریاچه ای طبیعی که چند قو و اردک در آن شنا می کنندو بچه ها نیز قایق های اسباب بازی خود را در آب شناور کرده و بازی میکنند.چند زوج جوان دست در دست هم از میان گل های زیبا و رنگارنگ عبور می کنند .منظره زیبای شهر زیر آسمان آبی در دور دست به چشم می خورد و.......

در تمام مدتی که مرد کنار پنجره این مناظر را توصیف می کرد؛ مرد دیگر با چشمان بسته در ذهن خود آن طبیعت زیبا را تجسم می کرد.در یک بعد از ظهر گرم مرد کنار پنجره رژه سربازانی که از پایین پنجره عبور می کردند را برای مرد دیگر شرح داد و مرد دیگر با باز سازی آن صحنه ها در ذهن خود؛انگار که واقعاّ آن اتفاقات و مناظر را می دید.

روزها وهفته ها گذشت

یک روز صبح زمانی که پرستار وسایل استحمام را برای آنها به اتاق آورده بود؛ متاسفانه با بدن بی جان مرد کنار پنجره روبرو شد که در کمال آرامش به خواب ابدی فرو رفته بود؛سراسیمه به مسئولان بیمارستان اطلاع داد تا جسد مرد را بیرون ببرند

پس از مدتی همه چیز به حال عادی بازگشت مردی که روی تخت دیگر بستری بود از پرستار خواهش کرد که جای او را تغییر داده و به تختخواب کنار پنجره منتقل شود پرستار که از این تحول در بیمارش خوشحال بود این کار را انجام داد؛و از راحتی و آسایش بیمار اطمینان حاصل کرد مرد به آرامی و تحمل درد و رنج بسیار خودش را کم کم از تخت بالا کشید تا بتواند از پنجره به بیرون و دنیای واقعی نگاه کند به آرامی چشمانش را باز کرد ولی روبروی پنجره تنها یک دیوار سیمانی بود.

مرد بیمار تعجب زده از پرستار پرسید: چه بر سر مناظر فوق العاده ای که مرد کنار پنجره برای او توصیف می کرد آمده است؟

پرستار پاسخ داد:اوچگونه منظره ای را برای تو وصف کرده است در حالی که خودش نابینا بود؟ او حتی این دیوار سیمانی را نیز نمی توانسته که ببیند. شاید او تنها می خواسته است که تو را به زندگی امیدوار کند.


4 دی 1386
فرزند رایش

کتابی مناقشه برانگیز

در کتاب " فرزند رایش" ادعا می شود که دو دیکتاتور تاریخ، صدام و هیتلر با هم ارتباط خونی دارند و صدام فرزند نامشروع هیتلر و معشوقه اش است. در این کتاب ادعا می شود مأموران مخفی نازی از تمام این جریانات اطلاع دارند.
آلمان نازی ارتباط گرمی با رهبران عراق داشت.

این ادعاها در کتابی با عنوان "فرزند رایش" نوشته De Sales که چندی قبل در امریکا روانه بازار کتاب شد مطرح شده است!
این ادعا حتی تئوریسینهای خبره را نیز در شوک فروبرد! در کتابی که  چندی قبل در آمریکا روانه بازار شد ادعا می شود صدام فرزند نامشروع هیتلر است. طبق ادعای کتاب "J.P De Sales" با عنوان "فرزند رایش" در سال 1936 یکی از معشوقه های جوان هیتلر حامله شد. از این ماجرا حتی هیتلر نیز بی خبر بود، سرویس مخفی آلمان از بیم آنکه این نوزاد برای فوهرر دردسرساز شود دختر جوان را برای زایمان به بیروت منتقل کرد.
در همان زمان، مأمور سرویس اطلاعاتی آلمان، "رینهارد هوفمان" در بغداد در حال مذاکره با یک جوان عرب به نام "خیرا... تولفا" بود. هوفمان با پرداخت مبلغ قابل توجهی پول به تولفا، از او می خواهد نوزادی را که در آوریل متولد خواهد شد به یک خانواده مطمئن و مناسب بسپارد.
توفلا نیز برای نگهداری از کودک، خواهرش صبحا را که وی نیز در آوریل بچه دار می شد پیشنهاد داد.

معشوقه هیتلر، صدام را در 20 آوریل 1937 به دنیا آورد. هفت روز بعد، هنگامی که صبحا را درد زایمان گرفته بود، مأموران مخفی نازی وارد بیمارستان بیروت شدند و به زور، نوزاد (صدام) را از آغوش مادرش جدا کردند. در همان شب، مأموران طفل را مخفیانه به تکریت برده و در زاغه ی خانواده فقیر توفلا گذاشتند. در همان اثنا، خیرا.. در حال برنامه ریزی بود که کسی متوجه نشود خواهرش فرزند زن دیگری را به عنوان فرزند خود می خواند.
در ایبن بین یک اتفاق عجیب افتاد؛ فرزند صبحا مرده به دنیا آمد و صبحا نیز بخاطر خونریزی شدید بیهوش شده بود. خیرا... از این فرصت استفاده کرد و فرزند هیتلر را به جای فرزند خواهرش گذاشت. نوزاد مرده را هم مأموران مخفی آلمانی از میان بردند!!!
صدام هنگامی که بزرگ شد مدعی شد که نام پدرش حسین الماجد است و پدرش قبل از تولدش، آنها را ترک کرده است!!!
دایی صدام، خیرا... که سمپات نازی ها بود و دیدگاهی افراطی درباره ملیت عرب داشت در سال 1941 به نیروهای "راشد علی" که علیه انگلیسی ها قیام کرده بودند پیوست و به همین دلیل مدت 6 سال را در زندان گذراند. وی به عنوان رئیس دولت صدام و همچنین مدتی نیز به عنوان شهردار بغداد ایفای نقش کرده بود.
آدولف هیتلر در سال 1932 به پادشاه عراق یک مرسدس LK500 هدیه کرده بود.

 
این هم برخی از دلایلی که احتمال بالا را تقویت می کند:
صدام بارها گفته بود که پدرش را نمی شناسد
وی به عنوان یک فرزند بی پدر توسط دائی اش بزرگ شده بود. ارتباط دایی وی با نازی ها مدتها قبل اثبات شده بود
صدام و هیتلر به لحاظ ظاهری بسیار شبیه هم هستند!
چگونه یک فرزند یتیم در خاورمیانه می تواند بدون کمک از کشورهای قوی ای مثل آلمان به یک دیکتاتور تبدیل شود؟
صدام حسین در تمام طول عمر خود از سوی آژانس های آلمانی محافظت می شد. هنگام تحریم عراق از سوی سازمان ملل، شرکت های آلمانی در عراق فعال بودند.
مهندس آلمانی "کارل برند اسر" Karl Bernd Esser پناهگاه صدام را ساخته بود. پدر بزرگ این شخص همان کسی بود که پناهگاه هیتلر را ساخته بود!

پی نوشت: به نظر می آید نویسنده فوق، با توجه به جالب توجه بودن این موضوع به داستان پردازی پرداخته است!

به هرحال، متن فوق از روزنامه ترکی زبان حریت  بود  و تنها ترجمه و تلخیصش شده!


3 دی 1386
سوالات ما ایرانی ها

ما ایرانی ها اصولاً زیاد سوال می پرسیم .ما ایرانی ها اصولاً زیاد هم جواب قانع کننده ای در قبال سوال هامون دریافت نمی کنیم.اما این دلیل نمیشه که ما ایرانی ها دست از سوال کردن برداریم!بعضی از سوال ها هستند که بین مردم مشترک هستند و به عبارتی این سوال ها رو بسیاری از مردم روزانه می پرسند. البته در بیشتر موارد این سوال ها جوابی رو در پی نداره:
 
بیشترین سوال هایی که یک زن و مرد در زندگی زناشویی از هم میپرسند:
 
1- شوهر عزیزم دیشب کجا بودی؟
2-خانم عزیزم میشه الان تلفن نزنی؟ چون میخوایم 2 ساعت دیگه شام بخوریم!
3-وایسا ببینم مرتیکه!این کیه زنگ میزنه و تا من گوشی رو بر میدارم قطع میکنه ولی وقتی تو گوشی رو برمیداری 3 ساعت با هم صحبت می کنید؟هان هان هان؟!
4-و سوالی که همیشه همه زن ها از شوهرشون می پرسند:
(در ابتدای زندگی مشترک): عزیزم بهم میگی دوست دارم؟
(در  وسطای زندگی مشترک)بی وفا دیگه دوستم نداری؟
(در موقع طلاق) من از همون اول هم میدونستم دوستم نداری!
5-من هر روز صبح کله سحر پا میشم واست کار میکنم.یخ حوض میشکنم.خونه رو جارو میکنم.رخت کثیف میشورم.دستام تا بازو جر خورده حالا حق ندارم شب که میای خونه منو ببری شام بیرون؟
6-آیلین جان سه هفته ست داریم جمعه ها میریم خونه مامان تو.نمیشه این هفته بریم خونه مامان من؟
7-عزیزم اگه گفتی فردا چه روزیه؟(به آقایون محترم توصیه میکنم وقتی این سوال ازشون پرسیده شده سردرگم نشن و مثل بز تو صورت طرف مقابل نگاه نکنن!چرا که تجربه نشون داده  جواب این سوال خیلی ساده ست :یا تولد خانومتون یا سالروز ازدواج)
8-شرمنده خانوم!یادم نمیاد،میشه بگی سالگرد ازدواجمون کی بود؟
9-خانم پسرمون امسال میره کلاس چندم؟
10-ما که به اندازه کافی پول داریم.می خوای بری سر کار که چی بشه؟
11-شام چی داریم؟
12-نکنه امشبم مثل همیشه شام نداریم؟
13-میشه یه شبم که شده شام درست کنی؟
14-هر چی بگی میکنم.فقط طلاقم نده!باشه؟
15-آقای قاضی شما ازش بپرسید چرا میخواد طلاقم بده؟
.....

سوال هایی که یک دختر و پسر در رابطه دوستی از هم می پرسند:

الف:سوال هایی که پسرا میپرسند:
1-امروز میتونی بیای بیرون؟
2-اون پسره کی بود باش دست دادی؟
3- من میدونم تو با 10 پسر دیگه هم ارتباط داری! فکر کردی من خرم؟
4-چرا مثل روزای اول نیستی؟
5-چرا تلفنت رو جواب نمیدی؟
6-ببینم تو دوست داری بریم یه جای خلوت که فقط من و تو باشیم؟!؟!؟!
7-چند تا برادر داری؟
8-بابات چی کارست؟
9-میشه دوستت مریم رو با دوستم رامین آشنا کنم؟
10-چرا فکر میکنی من اینقدر دروغ میگم؟
 
ب : سوال هایی که دخترا میپرسند:
 
1-تو چرا اینقدر اصرار داری منو ببینی؟
2-چرا با این دختره اینقدر نگاه میکنی؟
3-چند تا دوستم داری؟
4-مگه روزای اول چه جوری بودم؟
5-چرا جواب sms  نمیدی؟
6-هنوزم دوستم داری؟
7-تو فامیلتون دختر همسن تو هم هست؟
8-ماشینت مال خودته؟
9-من از این رامین دوستت خوشم نمیاد.میشه باش قطع رابطه کنی؟
10-چرا شما پسرا همتون دروغ میگیِد؟
 
و سوال هایی که در مواقع تنهایی از خودمون می پرسیم:

1-چرا منو گذاشت و رفت؟
2-الان داره چیکار میکنه؟
3-خدایا  یعنی انتقام منو ازش میگیری؟
4-با چی خودکشی کنم؟!
5-آخ فکر کنم اشتباهی قرص خوردم!یعنی اون چه قرصی بود؟


1 دی 1386
converting: WinAVI Video Converter 9.0
WinAVI Video Converter 9.0 نرم افزاری حرفه ای برای تبدیل فایل های تصویری ::
امروزه بسیاری از کاربران با استفاده از نرم افزارهای مختلف اقدام به تبدیل فرمت فایل های تصویری می نمایند ، نرم افزارهایی که هر یک آز آن ها با ویژگی های منحصر به فرد خود در این امر اختیارات متعددی را برای کاربران فراهم می کنند. بسیاری از این نرم افزارها که در حال حاضر مورد استفاده کاربران قرار می گیرد دارای محدودیت تبدیل می باشند. بدین صورت که کاربران در آن ها قادرند تا تعداد مشخصی از فرمت های تصویری مربوط به فایل های ویدئویی را به فرمت های مشخص شده ای تبدیل نمایند و در میان این نرم افزارها ، کمتر نرم افزاری به چشم می خورد که قابلیت تبدیل همه نوع فرمت ویدوئی را به یک فرمت دلخواه دارا باشد.

در این مطلب نرم افزاری را به شما معرفی می کنیم که به کمک آن قادر به تبدیل فرمت فایل های تصویری به فرمت دلخواه خود می باشید.

 

WinAVI Video Converter نام نرم افزار مبدلی می باشد که به کمک آن کاربران قادرند تا انواع مختلف فایل های تصویری را به یک فرمت دلخواه و مورد نظر تبدیل نمایند. در این نرم افزار کاربران از ویژگی های متعددی برخوردار می باشند و با این ویژگی های می توانند تبدیل فرمت یک فایل تصویری را در کوتاه ترین زمان ممکن انجام دهند. این نرم افزار از تمامی فرمت های تصویری پشتیبانی می کند و قادر است تا یک فایل را نیز به هر نوع فرمت تصویری موجود تبدیل کند. این نرم افزار محصولی از شرکت ZJMedie Digital Technology می باشد.



از ویژگی های این نرم افزار می توان به موارد زیر اشاره نمود:

- تبدیل فایل های تصویری به DVD
- تبدیل فایل های تصویری به VCD
- قابلیت تبدیل فایل های تصویری فلش ( SWF )

- قابلیت کپی مستقیم فایل های پس از تبدیل بر روی دیسک

- پیش نمایش از فایل ها در هنگام تبدیل به صورت همزمان

- حفظ کیفیت کامل تصاویر

 و ... .

<<    1      2      3      4   

تعداد بازدیدکنندگان : 901466


Powered by BlogSky.com

Google Groups
اشتراک در یاهو بیست
نشانی پست الکترونیکی:
بازدید از این گروه
عناوین آخرین یادداشت ها

با این میل با من در تماس باشید.
yahoo20@gmail.com
شناسنامه کامل من...