تپشهای قلبم را به باور خاطره هایم پیوند می زنم ، و سرزمینی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاریخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسیدگان تاریخ زمزمه می کنم . زمزمه می کنم که : من از نسل شب شکنان روزگارم ، من از نسل نورآفرینان پاک ، از سلاله پاک آریائیان بردبارم ، منم میراث هزار ساله زمین ، همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ، همان پیام آور مهر و دوستی ، همان گرفته در فش آشتی بر دوش نه خود ستیزم ، نه دیگر ستیز مرا و یادگاران مرا به نیکی یادآر که یادگار یادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
شب است و گیتی غرق در سیاهی شب بلند است و سیاهی پایدار ، ولی باور به نور و روشنایی است ، که شام تیره ما را ، از تاریکی می رهاند و از دل شبهای یلدا ، جشن مهر و روشنایی به ما ارمغان می رساند تیرگی هاتان در دل نور خاموش باد ، شب یلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم . . . .

«یلدا» شبی به طولتمام تاریخ
«یلدا» لغتی سریانی است، به معنای میلاد و تولد. این را دهخدا میگوید. ظاهرا همه چیز از ایران و آیین مهر و جشن ظهور میترا آغاز میشود که در گردشی تاریخی دوباره به ایران باز گشته است. در قرن سوم و چهارم میلادی که خاخامهای پیشروی یهودی، پیامبری جدید به نام عیسیبن مریم خلق میکردند روز تولد او را با اقتباس از ایرانیان گرفته و روز جشن ظهور «میترا» را تولد عیسی شمردند.
مخلص کلام شب یلدا به این دلیل یلدا نامیده میشود که «میترا» و «مسیح» در این روز متولد شدهاند. اما معروفیت این شب در ادبیات به دلیل طولانیترین شب سال بودن است فراق معشوق و گیسوی یار همیشه به این شب موصوف میشده است.
اما این، تنها روایتی نیست که از شب یلدا موجود است. شب یلدا، درازترین شب سال است شب «چله».
یلدا یکی از کهنترین جشنهای ایرانیان بوده و هست. در این بلندترین شب سال افراد دور و نزدیک در منزل بزرگ خانواده گرد آمده و با خوردن میوه و آجیل شب را به شادی میگذرانند. خوردن هندوانه، خربزه، انار، سیب و به و نیز انواع خشکبار، بخصوص آجیل شیرین و تخمه بو داده شور، در این شب معمول است. در دیرباز یکی دو روز قبل از فرا رسیدن شب چله مردهای جوان خوانچههای آراسته میوه را به خانه نامزدهای خود فرستاده، خود به مهمانی خانه عروس میرفتند. خانواده دختر نیز لباس و پارچه نبریده به جای آن هدیه میفرستادند.
خوانچه، طبق مستطیل شکل چوبی است که روی آن را با سفره قلمکار یا ترمه پوشانده و بر آن ظرفهای بزرگ میوه را پیچیده در زرورقهای رنگین و آراسته با گل و نوارهای مواج میچیدند. این خوانچه را بر سر گذارده و گاه چند مرد که هر یک خوانچهیی بر سر دارند در پی یکدیگر راهی خانه عروس میشوند. گرد آمدن شب چله دور کرسی با نقل خاطرات شیرین و خواندن کتابهای داستانی تا دیرگاه شب ادامه مییابد. در این شب خوردن برف و شیره نیز معمول است.
بنابر یک سنت دیرین، در نخستین روز دی ماه هر سال، پادشاه از تخت شاهی به زیر آمده و با جامه سپید در صحرا بر فرشی سپید جلوس میکرده است. دربانها و نگهبانان را مرخص کرده و بارعام میداده است.

یلدای امروز
اما مردم نقاط مختلف کشور، یلدا را به شیوههای مختلف پاس میدارند و به جشن مینشینند.
مردم خطه آذربایجان، در این شب برای دختری که نامزد خانواده است یا تازهعروسها، هدایایی میفرستادند که اطرافش با هندوانهیی تزیین میشد.
این هدایا را روی طبقهای گرد بزرگ میگذارند و اطراف آن را با شالهای بزرگ قرمز تزیین میکنند چرا که معتقدند این شال قرمز باعث خوشبختی، شادی و بخت زیبای عروس میشود. البته این هدایا را طی مراسمی خاص و دستهجمعی با شادی و پایکوبی به عروس میدهند.
مردم اقوام شمالی کشور نیز تمام وسایل شب یلدا را با تزیین برای عروس پیشکش میبرند که جالبترین آن تزیین کردن ویژه یک ماهی بزرگ در ظرف زیبا است. همچنین طی این مراسم اقوام دور یا نزدیک به عروس شادباش میگویند.
در این شب که بلندترین شب سال است، اکثر خانوادهها در شیراز به شب دهداری میپرداد. بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت میکنند و برای پذیرایی از آنها و نیز صرف غذا سفرهیی میگسترند. این سفره که بیشباهت به سفره هفت سین نوروز نیست، در اتاقی گسترده میشود، آینه و قاب عکس حضرت علی)ع( در آن قرار میگیرد. یکی دو لاله و چند شمع زیبا و رنگین در آن گذاشته و روشن میکنند. در حاشیه آن در ظرفی زیبا مقداری اسپند میگذارند و روی آن را آتش می رید تا بوی آن در اتاق بپیچد. از میوهها انار و مرکبات و بویژه هندوانه باید در سفره باشد. از انواع تنقلات نخودچی، کشمش، حلوای ارده و آجیل مشکلگشا و رنگینک و ارده شیره و خرما و انجیر نیز در سفره گذاشته میشود. غذای ویژه سفره شب یلدا هویج پلو است.
شیرازیها معتقدند که عموم مردم یا گرم مزاجند یا سرد مزاجند و در شب یلدا آنها که گرم مزاجند باید حتما انواع خنکیها مانند هندوانه بخورند تا طبعشان برگردد و سرد مزاج شوند و آنها که سرد مزاجند، باید در این شب از انواع گرمیها مانند خرما، رنگینک، انجیر و ارده شیره بخورند تا مزاج آنها نیز به گرمی برگردد. در این شب، تا دیرگاهان مینشینند و به شوخی، گفتوگو، خاطرهگویی و مشاعره و شبدهداری میپرداد.
فال حافظ نیز در میان خانوادهها، بخصوص در این شب رواج فراوان دارد.
حافظخوانی، امروزه نه تنها ویژه مردم شیرینزبان شیراز که رسم دلنشین تمام چلهنشینان ایرانی است. رسمی که از قرن هجدهم به بعد رواج یافته است.
با دهقانان و برزگران بر سر یک سفره نشسته و ایشان را برادر مینامیدند و از غذای ایشان میخوردند. این جشن را نود روز نیز مینامیدند چرا که میان آن تا نوروز نود روز تمام فاصله است.
مراسم شب یلدا مراسمی بسیار کهن و مربوط به دوران پیش از زرتشت و شب زاده شدن ایزد مهر است. چه اگر بتوان در طی سال شبی را در نظر گرفت که در آن ایزدمهر ایزدی که خورشید گردونه اوست متولد شود، باید آن شب در تاریکی و درازی از تمام شبهای سال ممتاز باشد و چنین شبی همان شب یلدا است. هنگام رواج آیین مهر در اروپا، مراسم شب یلدا با شکوه تمام برگزار میشد. هنگامی که مسیحیت، پس از کشتار بیرحمانه پیروانمهر، در اروپا رواج یافت اولیای دین جدید پی بردند که برانداختن برخی سنتهای آیینهای مهر ناممکن است و یاد آن همچنان در خاطر مردم ده خواهد ماند. از این رو شب میلاد ایزدمهر را به میلاد مسیح بدل کردند که در 25 دسامبر برگزار میشود. فاصله مختصری که میان این دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقویم پدید آمده است، در واقع میلاد مسیح همان شب یلدای پیروان مهر است که در ایران نیز گرامیداشت آن با رواج دین زرتشت نیز از میان نرفته و هنوز هم مردم بی آنکه علت آن را بدانند، آن شب را بزرگ میدارند.
رومیان نیز این شب را «ناتالیس انویکتوس» یعنی روز تولد مهر شکستناپذیر مینامند.

یلدا در حاشیه
یلدا با آن همه آیینهای پسندیده اما به مانند بسیاری دیگر از اعیاد ملی و باستانی در گذر زمان به حاشیه رانده شده و جز ظاهری نمادین چیزی از آن باقی نماند، به گونهیی که امروز پس از گذشت بیش از 2 هزار سال از شکل گرفتن نطفه این سنت، نه خبری از شبنشینیهای به یاد ماندنی است و نه از قصههای شاه و پریان مادر بزرگها در شبهای سرد آخر پاییز این روزها.
مردم به جای ابراز خوشحالی از فرا رسیدن یلدا، از سرما و قیمتهای همیشه بالای محصولات گلایه میکنند که هر دو توامان تنشان را میلرزاند.
تماشای حال و روز شیرینیفروشیها و آجیل فروشیها هم گویای این واقعیت است که شب یلدا هم در نظر فروشندگان این محصولات و مردم چندان تفاوتی با شبهای دیگر ندارد.
وقتی در این باره از صاحب یک شیرینی فروشی در حوالی میدان ونک سوال میکنم، میگوید: در چند سال گذشته، هیچوقت میزان فروشمان در شب یلدا چندان تفاوتی با روزها و شبهای دیگر نداشته است ولی به هر حال چون این شب هنوز توسط برخی مردم محترم شمرده میشود، فروش آجیل و تنقلات این چنینی در این شب مشتری بیشتری پیدا میکند.
علاوه بر آجیل، هندوانه نیز محبوب شب یلدا است. پس با تصور اینکه وضعیت فروشندگان میوه باید در این شب مناسب باشد به سراغ یکی از فروشندگان میوه که خرواری هندوانه را در مغازهاش تلنبار کرده است نیز میروم.
برخلاف تصورم، اما این فروشنده که مغازهاش در یکی از پرترددترین خیابانهای تهران و در مکان مناسبی قرار داشت از وضعیت فروش میوه گلایه کرد و گفت: ممکن است محصولاتی چون هندوانه و انار در این شب مشتری بیشتری پیدا کند ولی از جایی که قیمت این محصولات از نظر مردم بسیار بالاست، در نهایت بیشتر آنها از خرید منصرف میشوند. مثلا کسی راغب نیست که هندوانه را 500 الی 600 تومان بخرد یا برای انار چیزی بین 700 تا هزار و صد تومان بپردازد.
این فروشنده هم البته یادآوری میکند که در سالهای اخیر وضعیت تقریبا به همین شکل بوده و فروش میوههای مخصوص شب یلدا به نسبت آنچه تصور میکرده تغییر چندانی نداشته است.
وقتی در مغازههای فروش آجیل و میوه اثری از حضور مردم برای گرامیداشت شب یلدا نمیبینیم، محاورههای عمومی مردم، سوژه مناسبی برای پی بردن به میزان اهمیت شب یلدا در نزد مردم بود. مردم نیز بیش از همه از سیاست و گرانی و فوتبال حرف میند و اظهارنظر میکنند ولی کسی از سنت یلدا حرفی برای زدن ندارد.
علت این بیتفاوتی را وقتی از یک 30 ساله تهرانی میپرسم پاسخ جالب توجهی را میشنوم. او ابتدا از فرارسیدن شب یلدا اظهار بیخبری نمود و بعد هم تاکید کرد: امروز دیگر مراسم این چنینی برای کسی اهمیت چندانی ندارد چرا که مردم به دلایل مختلف از بسیاری اعیاد محروم شدهاند و فضای شاد و نشاط تقریبا از جامعه رفته است.
زمانی که با این پاسخ مایوسکننده مواجه میشوم، ترجیح میدهم به سراغ جوانان بروم. با یک جوان 1918 ساله، هم صحبت میشوم تا به میزان حساسیت این نسل نسبت به مراسمی چون یلدا پی ببرم.
پدرام که دانشجوی سال اول جامعهشناسی است این گونه ابراز عقیده میکند: وقتی نهادهای فرهنگی نسبت به رسوم ملی که بخش مهمی از هویت ما را هم تشکیل میدهند، اهمیت چندانی به خرج نمیدهند و برای احیای این سنتهای پسندیده تلاش نمیکنند، از جوانان هم نمیتوان توقع داشت که حساسیت زیادی به این رسوم نشان دهند.
او البته اضافه میکند: در شرایطی که نهادهای متولی فرهنگ به هویتهای ملی بیتفاوتند، فرهنگهای دیگر از طریق رسانهها تمام همت خود را به خرج میدهند تا بتوانند در میان جوانان جوامع دیگر هوادارانی پیدا کنند و آنها را به خود جلب کنند.

آیین های جذاب
صحبتهای این جوان دانشجو را یکی از پژوهشگران فرهنگ عامه مردم هم تکمیل میکند که میگوید:
و عاشقان فرهنگ و هویت ایران زمین آن را فراموش نمیکنند.یکی از پژوهشگران فرهنگ عامه مردم ایران معتقد است: آیینهای به جا مانده از نیاکان ما همواره در معرض تغییر و تبدیل هستند، همانطور که از درون الزامات جامعه گذشته بیرون آمده. محمود احمد پناهی سمنانی افزود: آیینهای فولکلوریک، وفاق، یکدلی و همراهی را به جامعه عرضه میکردند و جامعه بسته قدیمی که نیاز به تعاون بیشتری داشته با آنها همخوانی داشته است.
به گفته وی، هر قدر جامعه وسیعتر شود ضرورت تعاون جمعی و اقدامات گروهی ضعیفتر میشود در نتیجه آن آیینها نیز رو به اضمحلال میروند. وی بالاترین پیامد این فراموشی فرهنگی را تنشها، استرسها، ناراحتیها، بیاعتمادیها و تلاشهایی دانست که فرآیند آن بازده مادی دارد اما خوشبختی و وفاق و همدلی را به همراه نمیآورد.
این پژوهشگر خاطرنشان میکند: یلدا از آیینهای کهن اساطیری ایران است که از تضادهای طبیعت در فرآیند مبارزه دو عنصر اهورایی و اهریمنی در نظام طبیعت به وجود آمده است.
به گفته وی، براساس باورهای اساطیری، دو نیروی موجود در دنیا، آنچه نیکی و بدی در طبیعت وجود دارد را بین خود تقسیم کردهاند، اگر چه سازوکار این تقسیم، بر مبارزه با دو عنصر زیر فرمان نیروهای یاد شده است، اما از درون آن باید یک نظام برادرانه برای اداره عالم به وجود میآید.
وی میافزاید: روز با روشنی و زایندگی، قلمرو اهورایی یزدان است و شب با سیاهی و تباهی که در درون خودش دارد اردوی اهریمنی است، سیاهی و تباهی که در درون شب میگذرد اردوی اهریمن را گرفته است، پلیدیها زیر چادر سیاه شب پناه میگیرند و شب هراس آفرین، توانایی بالقوهیی را که میتواند ثمربخش و سودآور باشد در خدمت پلیدی میگذارد.
وی با تاکید بر آنکه شب مصداق سردی است که دگی را یخ مید و باید از گدش در امان بود و ترفندهایش را بازشناخت، اظهار داشت: یلدا این شب طولانی و دراز سال از اردوی اهریمن بیرون آمده و سردی و افسردگی را با خود میآورد.
پناهی سمنانی در تشریح عقیده گذشتگان درباره شب یلدا میگوید: نیاکان کوشیدهاند از درون پدیدهیی ناهمساز و پررمز و راز، معناها و مفهومهای سودمند و مثبت بساد و در تحلیل آخر، تضاد را به سود خودشان برگردانند.
به گفته وی، در فرهنگ عامه ما زمستان سرد و تاریک است اما دشمن مردم و طبیعت نیست، آزار میدهد اما سودمند است، ذخیره و برکت آینده است پس باید با آن دوست بود و با او از در دوستی درآمد.
وی تاکید میکند: در فرهنگ فولکلوریک ما، مردم با یلدا برخورد دوستانه دارند و آن را چله مینامند و برای آن آیینهای جذاب میگیرند.
این پژوهشگر فرهنگ عامه همچنین بر این باور است که نیاکان ما در شب یلدا تا پاسی از شب و یا گاهی تا صبح گرد هم مینشستند فال میگرفتند، قصه میگفتند، افسانهسرایی میکردند و آجیل معروف شب یلدا را میخوردند تا بدنشان قوی شود و در برابر سرما ایستادگی کند.
وی خوردن میوه و بخصوص هندوانه را نشان آن دانست که در گذشته باور داشتند که هندوانه آنها را در برابر سوز و سرما حفظ میکند.
پناهی تصریح میکند: اما فرهنگ رسمی و ادبی ایران، چهره تاریک و خشن یلدا را در نظر میگیرد، در ادبیات ما تیرگی زلف را به شب یلدا تشبیه میکنند.
پس فرهنگ رسمی ما، یلدا را از این چشمانداز تیرگی و سیاهی میبیند اما در فرهنگ فولکلوریک ما با آن مهربان هستند.
به گفته وی، در آیینهای نمادین زمستانی خاصه در مناطقی که معاششان مبتنی بر کشاورزی و شبانی و چوپانی )همدان، کردستان و لرستان( است، برای شب چله جشنهای خاص برگزار میکنند.
عمو چله جون
عدهیی از ایرانیان شب چله را «عمو چله جون» مینامند که مهربانیهای بابانوئل را به یاد میآورد، دو روز مانده به شب چله فرش و لحاف خانه را تمیز میکنند، در و پنجره را باز میگذارند، چراغ روشن میکنند و با سفرهیی با انواع غذا و شیرینی و خوراکی به استقبال عمو چله جون میروند، همانطور که در اروپا یی ها به استقبال بابانوئل میروند.
پناهی تاکید میکند: براساس باور گذشتگان عمو چله جون، نماد آشتی میان همسران است، اگر عمو چله جون از خانه راضی باشد خانه در آن سال روی خوشبختی میبیند، در نیمه شب یلدا با احترام عمو چله جون را بدرقه میکنند و او را تا لب رودخانه میبرند و با او خداحافظی میکنند.
پناهی در ذکر نماد مونث یلدا میگوید: نماد مونث یلدا را چله زری مینامند که عروس زمستان است و با آیینهای جذابی از او استقبال میکنند، از میان دختران و دوشیزگان روستا به صورت قرعه یکی را انتخاب کرده و اسم او را چله زری میگذارند، او را روی تختی در پشت بام خانهاش مینشانند و به صورت عروس آرایش می کنند، اطرافش شمع روشن میکنند، آجیل میگذارند و مادرش نقل سرش میریزد و مردم شادی میکنند.
وی تاکید میکند: یلدا اساس آیین شگفتانگیزی است که قوم و خویشی میان ملتها را به یاد میآورد، ریشه آن سریانی است و معنای واژگانی آن میلادی عربی است، ما شب یلدا را تولد میترا یا مهر می دانیم همانطور که مسیحیان شب تولد عیسی را جشن میگیرند.
همچنین قرایی مقدم معتقد است نهادهایی چون شهرداری میتوانند با برگزاری چنین جشنهایی در میدانهای شهر شور و هیجان اجتماعی ایجاد کنند. وی میگوید:«شادمانی در سطح جامعه، کارکردهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارد چرا که جامعه شاد براحتی فعالیت اقتصادی میکند و فضای سیاسی و فرهنگی جامعه نیز، تحت تاثیر این موضوع، پرتوان میشود و درست از زمانی که درونمایههای غم و انزوا بر افکار عمومی جامعه متولی شود، کارکردهای منفی آن در سطح کلان جامعه، براحتی به چشم میخورد.» «مهدخت بروجردی»، استاد دانشگاه و کارشناس ارتباطات نیز درباره نحوه پرداختن رسانههای جمعی به آیینها و جشنهای ملیمذهبی میگوید: «حفظ میراث فرهنگی به عنوان یکی از کارکردهای مهم رسانهها به شمار میآید. رادیو، تلویزیون و مطبوعات به عنوان نهادهای اصلی ارتباطات کشور، میتوانند با اشاعه و ترویج سنتها و آیینهای ملی مذهبی از به وجود آمدن شکاف میان نسل جوان و هیات تاریخیفرهنگی ایران جلوگیری کنند.» با وجود تمام واقعیتها و سهلانگاریها در زمینه احیای سنتها، اما باید پذیرفت که هنوز در بسیاری از شهرهای ایران، یلدا شب دلنشین شبنشینی است. |